به گزارش سراج24، در جمع های مختلف که هستید گفت و گوهای مردم درباره انتخابات را زیاد می شنوید اما وقتی به فضای محیطی شهر می نگرید، تنها چیزی که احساس نمی کنید فضای انتخاباتی در جامعه است ظاهر فضای شهر به گونه ای سرد است (البته ظاهرش) که نمی توان باور کرد قرار است چندهفته دیگر، آینده 4 یا 8 سال کشور با آثاری به تعبیر رهبری، 40 ساله رقم بخورد. روال طبیعی این است که فضای محیطی شهرها، مردم و جامعه را به سمت مشارکت سوق دهد اما آن چه این روزها درحال روی دادن است این اتفاق نامبارک است که فضای محیطی مثل آب سردی عمل می کند برای مردم سیاسی و دغدغه مند ایران. زیاد نیاز به درازنویسی نیست همه حرف در یک جمله روشن خلاصه می شود: حماسه سیاسی نتیجه شورانتخاباتی است و شور انتخاباتی نیز نیاز به فضاسازی و تبلیغات محیطی دارد.
متاسفانه ادبیات حاکم براین دوره از انتخابات به دلیل اظهارات عده ای از بزرگوارانی که هرکدام برای ما عزیزند به گونه ای شکل گرفته است که کاندیداهای ریاست جمهوری حتی اگر بتوانند، از ترس تبلیغات منفی که برایشان ایجاد می شود فعالیت تبلیغاتی عمومی خود را به صفر رسانده اند. درست است که صدا و سیما محیط مناسبی است که عموم مردم می توانند شناخت بهتری از کاندیداها پیدا کنند اما بسنده کردن به رسانه ملی هیچ گاه باعث شورانتخاباتی و جدی بودن رقابت بین کاندیداها نمی شود. این که کاندیدایی به فلان محیط دانشجویی برود یا در فلان مسجد درمیان حامیان خویش سخنرانی کند به هیچ وجه فضای کشور را آن گونه که باید انتخاباتی نمی کند.
کسی نیست که اسراف را تایید کند اما اسراف زمانی مفهوم پیدا می کند که هزینه ای بیش از حد نیاز صرف شود. آیا تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری در سطح شهرها مانند نصب بنرهای تبلیغاتی، چاپ پوستر، توزیع بروشور، حمایت هواداران درخیابان ها با داشتن رنگ خاص یا نمادخاص و...برای رقم خوردن حماسه ای سیاسی ضرورت ندارد؟ با این وصف آیا این گونه تبلیغات کاندیداها جزو مصادیق اسراف محسوب می شود یا واجبی کفایی؟
ضمن تصریح براین که هرفرآیند تبلیغی باید در چارچوب قانون باشد و رعایت اصول و نداشتن افراط در مسائل امری یقینی است، برای یادآوری به مسئولان محترم نیروی انتظامی نیز که بارها بر ممنوع بودن راه اندازی کارناوال ها تاکید کردند (بدون آن که شکل درستی از این گونه تبلیغ ها را توصیف کنند) فضای انتخاباتی جامعه پیش از رای گیری انتخابات سال 88 را در ذهن تان مرور کنید.
آیا به یاد می آورید حامیان جوان و گاه میان سال 2 کاندیدا با جدیت تمام با شوری وصف ناپذیر برای نامزد مورد نظر خود تبلیغ می کردند، پوستر می زدند، خودرو و مغازه و خانه شان را با پوستر نامزد مورد نظر خود تزیین می کردند، در عین آرامش و با فرهنگ سیاسی بالا با یکدیگر بحث می کردند، و.... آیا زیبایی آن فضاها فراموش شدنی است؟ درست است که بداخلاقی عمدتا یک کاندیدا و قانون گریزی کاندیدای دیگر باعث شد زمینه برای سوءاستفاده دشمن فراهم شود و شرایط اجتماعی بعد از روز رای گیری را زشت و ناپسند کند و شیرینی آن حماسه استثنایی به کام مردم تلخ شود اما این تجربه تلخ آیا باید مانع از تکرار آن تجربه های شیرین شود؟
اگر به واقع انتخابات آبروی ملی ماست که هست، اگر انتخابات ایران درصدر اخبار رسانه های دنیاست که هست و اگر به واقع جامعه ایران می خواهد با رسیدن به حداقل "نصاب میانگین 10 دوره انتخابات های ریاست جمهوری پیشین" ، حال و آینده 40 ساله خود را بیمه کند، چند میلیارد تومان هزینه تبلیغات توسط کاندیداها، حتی از بودجه های عمومی در حالی که میلیاردها تومان پول کشور در جیب فقط چند فوتبالیست کم خاصیت می رود، نه تنها مصداق اسراف نیست بلکه از ضرورت های فوری است.
مسئولان و کسانی که می توانند دراین باره سیاست گذاری کنند، تصمیم بگیرند یا حداقل ادبیات حاکم برفضای سیاسی کشور را تغییر دهند تا دیرنشده است فوری اقدام کنند و قبل از این که سرمای فضای محیطی کشور دامن گیر روحیه گرم مردم شود، حامیان کاندیداها گرمای امیدوارکننده جلسات محفلی را به میان جامعه ببرند تا با فضایی داغ حماسه ای ملی با تاثیراتی فراملی رقم بخورد. ان شاءا...



